تبليغاتX
راه نجات : ایمان تقوا عمل صالح
 

سیرت خلفای راشدین رضی الله عنهم اجمعین

عصر خلفای راشدین بهترین مقطع از تاریخ اسلام به شمار می‌آید. و زمان حکومت ایشان مبارک‌ترین زمان و نسل آنان نسلی بوده که برای مسلمانان پس از خود الگو به شمار می‌آیند. حق هم این است، زیرا که آنان اصحاب و یاران رسول الله بوده و قرآن در تعریف و تمجیدشان می‌فرماید:

)وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ( (التوبة: 100)

«پیشگامان نخستین مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، الله از ایشان خشنود است».

خداوند متعال ما مسلمانان را به محبت و تمجید و دعای خیر و پاک گردانیدن قلب از حقد و کینه آنها دستور فرموده است:

)وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْأِیمَانِ( (الحشر: 10).

«کسانی که پس از مهاجرین و انصار به دنیا می‌آیند، می‌گویند: پروردگارا ما و برادران ما را که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفته‌اند، مورد مغفرت خویش قرار بده.»

همچنین رسول الله -صلى الله علیه وآله وسلم- در توصیف ایشان فرموده‌اند:

«خیر القرون قرنی، ثمّ الّذین یلونهم، ثمّ الذین یلونهم».

«بهترین زمان زمانی است که من در آن زندگی می‌کنم، و پس از آن قرن و زمان‌هایی که می‌آیند».

برادران و خواهران عزیز در این کتابها صحنه‌های موجود از ولادت تا جهاد و خلافت تا مرگ و شهادت و هر یک از خلفای راشدین رضی الله عنهم اجمعین را برای خوانندگان گرامی ارایه می‌کنیم. این که مسلمانان رهبر خویش را چگونه برمی‌گزیدند؟ و چگونه جانیان جان خویش را می‌گرفتند. و شهیدشان می‌کردند و به خداوند خویش می‌پیوستند!؟ و همچنین به شبهاتی که دشمنان اسلام شایع نموده اند پاسخ داده شده است. خاصتا کتب دکتر علی محمد صلابی که همه جوانب زندگی تک تک خلفای راشدین را بررسی نموده و به تمامی شبهات وارده از طرف دشمنان اسلام پاسخ داده است.

اداره سایت عقیده با معرفی این کتابها خدمت شما عزیزان از بارگاه الله متعال استدعا می کند که ما و شما را از جمله آن بندگانی بگرداند که الله متعال دربارۀ آنها فرموده است:

)وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْأِیمَانِ( (الحشر: 10).

«کسانی که پس از مهاجرین و انصار به دنیا می‌آیند، می‌گویند: پروردگارا ما و برادران ما را که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفته‌اند، مورد مغفرت خویش قرار بده.»

 


 

با فشار بر روی اسم کتاب شما می توانید کتاب مورد نظر خود را دریافت نمایید.

1. ابوبکر صدیق (تحلیل زندگی خلیفه اول) رضی الله عنه

این کتاب نوشته دکتر علی صلابی نویسنده بزرگ و معروف و چیره دست اهل سنت و جماعت می باشد که تاریخ اسلام را از اول تا حالا به طور کامل نوشته اند. لازم به ذکر است که کتابهای دکتر علی صلابی برای اولین بار در سایت عقیده نشر می شود.

2. ابوبکر صدیق رضی الله عنه برترین صحابی و مستحق ترین فرد به خلافت

خواندن این کتاب در مورد زندگانی ابوبکر صدیق رضی الله عنه خالی از لطف نمی باشد، این کتاب در کنار کتاب دکتر علی صلابی از مهمترین کتابها در زندگانی خلیفه راشد ابوبکر صدیق رضی الله عنه می باشد.

3. شیخین (ابوبکر و عمر)

4 . ازالة الخفاء عن خلافة الخلفاء

 5 . خلفاء راشدین از دیدگاه علی بن ابی طالب رضی الله عنه

 6. خلفای راشدین از خلافت تا شهادت

 7. خلفای راشدین

8 . زندگانی حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و خلفای راشدین

9. زندگانی خلفای راشدین

10. زندگانی شبانه روزی خلفاء

11. بین النهرین در روزگار خلفای راشدین

12. زندگانی عمر بن خطاب رضی الله عنه

این کتاب نوشته دکتر علی صلابی می باشد که جامع ترین کتاب در زندگانی عمر بن خطاب رضی الله عنه می باشد.

13. زندگی نامه فاروق اعظم رضی الله عنه

14. سیرت عثمان ذی النورین

15. در شناخت سیره عثمان بن عفان رضی الله عنه

این کتاب نوشته دکتر علی صلابی می باشد که مهمترین و جامع ترین کتاب در زندگانی خلیفه راشد عثمان بن عفان رضی الله عنه می باشد.

16. انطباق عقاید ابن تیمیه رحمه الله با عقاید علی علیه السلام

17. زندگی نامه علی بن ابی طالب رضی الله عنه

مهمترین و جامع ترین کتاب در زندگانی علی بن ابی طالب رضی الله عنه می باشد که به شبهات مخالفین نیز به تفصیل پاسخ داده شده است.

18. چرا نام حضرت علی رضی الله عنه در قرآن نیست؟

19. محل شهادت علی بن ابی طالب رضی الله عنه

20. ذو النورين عثمان بن عفان رضی الله عنه

این هم یکی از کتابهای مهم در زندگی عثمان بن عفان رضی الله عنه می باشد.


کتابهای مخصوص موبایل سایت کتابخانه عقیده افتتاح شد:

http://www.aqeedeh. com/ebook/list_book.php? catID=26


مدیریت کتابخانه عقیده

www.aqeedeh. com

اگر کتابی را نتوانستید دریافت کنید با ما تماس بگیرید:

http://www.aqeedeh. com/ebook/contactus.php

شما می توانید سایت عقیده را به دوستانتان هم معرفی کنید فقط کافیست ایمیل دوستتان را در این قسمت وارد کنید:

http://www.aqeedeh. com/ebook/add_edit_email. php


بقیه را در ادامه مطلب بخوان

 

نوشته شده توسط راه نجات در جمعه 18 اردیبهشت1388 ساعت موضوع مقالات | فایل اصلی این مطلب

مشتاق نظرات شما جهت پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ را نجات هستیم. با تشکر

آیت الله شیرازی: باید مکه و مدینه را آمریکا اداره کند؟!!!

یکی از مراجع بزرگ شیعیان: باید مکه و مدینه را آمریکا اداره کند؟!!!

آیت الله سید مجتبی حسینی شیرازی در سوگ فقیه شهید 

شاید شما هم کم و بیش در جریان حوادثی که مدتی پیش در مدینه طیبه و بقیع به وقوع پیوست باشید. حوادثی که افرادی سودجو و فرصت طلب می خواستند با ناآرام کردن جو و فضای حرمین شریفین به اهداف شوم و پلیدشان برسند ولی دولت سعودی به موقع وارد عمل شد و توطئه دشمنان اسلام را خنثی نمود.

هرچند این اتفاقات با حكمت و سعه صبر خاتمه یافت، اما بسیاری هستند که تا هنوز به دنبال سوء استفاده از این جریانات هستند.

نمونه اش بسیاری از سایت ها و خبرگزاری شیعه هست که همواره دم از مظلومیت بقیع و ائمه می زنند و شیعیانی را که باعث به وجود آمدن این حوادث شدن بعد از امام حسین (نور چشم اهل سنت و جماعت) رضی الله عنه، مظلوم ترین انسانها تاریخ بشریت معرفی می کنند!!

در این بین موضع گیری و سخنان آیت الله سید مجتبی شیرازی یکی از مراجع بزرگ شیعیان جهان که از یک شبکه ماهواره ای پخش شد و ویدئوی آن در اینترنت نیز قرار گرفت تعجب همگان را برانگیخت.

این مرجع بزرگ شیعی در سخنان خود از چنان کلمات رکیکی استفاده می کند که حتی یک نوجوان خیابان گرد که بویی از ادب و تربیت نبرده باشد آن سخنان را بر زبان نمی آورد و از گفتن آنان شرم می کند.

آیت الله شیرازی با اشاره به حوادث بقیع می گوید: تعرض کنندگان به زائرین (برخورد با آشوبگران) ، زندیق، ناصبی، وهابی وحشی و فرزندان زناکاران و روسپیان و مادر……(برای احترام خوانندگان سایت این کلمه را ننوشتیم) هستند!!.

وی در ادامه برای رهایی و آزادی حرمین شریفین دو راه حل جالب پیشنهاد می دهد.

او می گوید: اولین راه حل آزادی حرمین آن است که مکه و مدینه و اطرافشان به دست ایالات متحده آمریکا اداره شوند!!! تا حجاج و معتمرین با بی دینان ناصبی و وهابی مواجه نشوند.

وی در ادامه می افزاید مگر ایالات متحده آمریکا مردم عراق را آزاد نکرد؟!! مگر آمریکا برای لبنانیها آزادی به ارمغان نیاورد؟ مگر آمریکا در جهان آرامش نیاورده است!!!

آقای شیرازی در ادامه به طرح سوالی می پردازد و می گوید: برخی می گویند آمریکائیان یهودی و مسیحی هستند ؟ و آنگاه جواب می دهد: خیر! ایالت متحده تنها یهودی و مسیحی نیستند بلکه متشکل از یهودیان، مسیحیان و مسلمانان هستند در حالی که عربستانیها تنها ناصبی هستند. و نتیجتا می گوید: ناصبی ها بالاتفاق همه (به اتفاق همه شیعه)  از سگ نجس ترند در حالی که در مورد یهودیان و مسیحیان اختلاف است!!

وی راه حل دوم را شورش شیعیان شرق عربستان بر علیه دولت سعودی می داند و قیام علیه دولت سعودی را فرض می داند.

به هر حال این آیت الله در سخنان خود چهره واقعی شیعه را که قرنهاست در پس پرده تقیه قرار گرفته است و هر از چند گاهی ناخواسته ظاهر می شود، باری دیگر رو کرد.

چهره ای که شیعه همواره خواسته است آن را با اصل اساسی مذهبش که همانا تقیه باشد بپوشاند و نگذارد زشتی آن بر دیگران پیدا شود.

وقتی یک مرجع بزرگ تقلید که میلیونها نفر احکام دین خود را از وی فرا می گیرند چنان بی شرمانه لب به سخن می گشاید از یک جوان شیعی که مقلد گوش و چشم بسته اوست چه انتظاری می توان داشت؟!!!!

کجایند سران و بزرگان شیعه که همواره در شیپور مخالفت با آمریکا می دمند و هم دستان آمریکا را مرتد و بی دین می خوانند و ندای آمریکا ستیزی آنان گوش جهانیان را کر کرده است تا ببینند که چطور این مرجع تقلید آرزوی تسلط آمریکا بر ممالک اسلامی و خصوصا قلب جهان اسلام (حرمین شرفین ) را در دل دارد و آنچنان آمریکا را فرشته نجات جهانیان می داند!؟

کجایند منادیان وحدت تا لحظه ای هر چند کوتاه هم که شده بنگرند که پرچم داران تفرقه علمای تفرقه انگیز خودشان هستند.

——————————————————-

مشاهده فیلم

http://www.youtube.com/watch?v=wOkSwph0YoM  

http://www.youtube.com/watch?v=xIIE-yes_bY&feature=related  

این خبر را در همه جا نشر کنید.


بقیه را در ادامه مطلب بخوان

 

نوشته شده توسط راه نجات در پنجشنبه 20 فروردین1388 ساعت موضوع اخبار | فایل اصلی این مطلب

مشتاق نظرات شما جهت پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ را نجات هستیم. با تشکر

علمای کردستان یک تروریست را فراری دادند.

فرار ذلت‌بار دکتر قزوینی از چنگ علمای کردستان


این اولین باری است که یک شخصیت معروف جامعه تشیع، یک دکتر، یک آیت الله و یک استاد حوزه و دانشگاه صراحتا در جمع صدها شخصیت شیعه و سنی اعلام می‌کند که: (ما شوخی و تعارف نداریم، چندین وهابی را در زاهدان بدار آویختیم، شما کردها نیز حواستان جمع باشد اینبارفقط برای تذکر آمده ام)، البته ایشان نفرمود که بار دیگر که تشریف بیاورند با طناب دار خواهند آمد. یا اینکه نحوه کشتن کردها متفاوت از بلوچها خواهد بود!!

وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا (الإسراء۸۱)

فرار ذلت‌بار دکتر قزوینی از چنگ علمای کردستان

عبدالله حيدري haidari۱۱@yahoo.com

اینجا مهاباد است، ساعت ۱۰ صبح چهار شنبه ۲۱ اسفند ماه، ۱۳۸۷، تالار وحدت، شهرداری مهاباد.

مهمانان خصوصی: آیت الله دکتر سید محمد حسینی قزوینی، قهرمان یکه‌تاز شبکه سلام!

مجری: یک آخند بسیجی،

میزبان: بسیج شهر مهاباد.

مناسبت: همایش علمی! تخصصی! علمای اهل سنت!!!

شرکت کنندگان زورکی: (علاوه بر دهها مسئول رسمی و نیمه رسمی و سنی و شیعه تماشاچی) هشتاد نفر از علمای اهل سنت مهاباد.

آغاز سخنان قزوینی چنین بود: «هر کس وحدت‌شکنی کند آن را در هر مقامی که باشد باید محکوم کرد».

در سخنان پایانی دکتر قزوینی چنین آمد: «ما با کسی شوخی نداریم، ما چندین تن از وهّابی‌ها را در زاهدان به دار آویختیم…. ما با کسی تعارف نداریم من این دفعه فقط برای تذکر آمده‌ام!!!».

ملت مسلمان ایران اعم از شیعه و سنی با عرض سلام وخسته نباشید خدمت یکایک شما عزیزان!

همچنانکه می دانید: تاریخ پرفراز و نشیب کشور پهناور ایران، و بافت متنوع آن، مد و جزرهای فراوانی به خود دیده است، به لحاظ ملی اقوام مختلف ایرانی اعم از فارس و کرد و بلوچ و عرب و لر و آذری و ترکمن وغیره، و به لحاظ دینی مسلمان و یهودی و مسیحی و زرتشتی و بهائی و غیره. و به لحاظ مذهبی: سنی و شیعه قرنهای متمادی یکدیگر را شناخته و به پاس هموطن بودن غالبا تفاوت‌ها را تحمل کرده اند، جز موارد استثنایی ما در تاریخ ده هزار ساله‌ی ایران بزرگ درگیری داخلی نداشته ایم، حتی در شرایطی که خارجیها علیه ایران لشکر کشیدند، بافت ملی و دینی و مذهبی ایران تغییر نکرد و همگی ترجیح دادند خود را ایرانی بدانند و بس.

تلخ‌ترین تجربه ایران در این راستا تجربه صفویها - یعنی پیشگامان و همفکران گذشته قزوینی – بود، که تلاش کردند، مذهب غالب اهل سنت را که تا آغاز دوره صفویه در ۹۰۷ هجری قمری ۹۰ در صد جمعیت کل کشور را تشکیل می‌دادند، را به زور قتل و کشتار از مرزهای ایران خارج کنند ولی با اینکه هزاران عالم و دانشمند و پیرو اهل سنت را کشتند، گرچه توانستند اکثریت اهل سنت را به اقلیت تبدیل کنند، و اقلیت ۱۰ درصدی شیعه اثناعشری را به اکثریت! اما با وجود همه خونخواری بی‌حد و حصری که انجام دادند نتوانستند مذهب اهل سنت این فرقه ناجیه منصوره را به طور کلی از کشور ایران بیرون برانند، لذا علاوه از قدرت خداوند لایزال شگفت انگیز است که امروز شهر اردبیل یعنی مرکز خونخواران صفوی و شیخ متعصب و متهورشان صفی الدین اردبیلی خالی از اهل سنت نیست، و امروز هم دهها روستای اردبیل و تبریز و صدها هزار هموطن اردبیلی که همزبان صفوی‌ها و نیز دکتر سید محمد حسینی قزوینی هستند صد درصد مذهب اهل سنت را دارند که البته این امر می‌تواند یکی از علل تهور و تعصب افراط‌گرایانه آقای قزوینی و امثال او باشد.

پس از انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ فصل دیگری از درد و رنج اهل سنت ایران آغاز شد، اما اینبار نه با منطق صفوی، بلکه با منطق تطمیع و نفاق و دو رنگی، ۳۰ سال از آغاز شعارهای دروغین وحدت و تقریب گذشت، گرچه طی این سی سال علماء و دانشمندان و نخبگان زیادی از جامعه اهل سنت توسط قزوینی و همفکرانش جام شهادت نوشیدند اما همه آن موارد به گونه غیر مستقیم انجام شد، و هیچگاه قزوینی و دوستانشان اعتراف به جرم نکردند، این اولین باری است که یک شخصیت معروف جامعه تشیع، یک دکتر، یک آیت الله و یک استاد حوزه و دانشگاه صراحتا در جمع صدها شخصیت شیعه و سنی اعلام می‌کند که: (ما شوخی و تعارف نداریم، چندین وهابی را در زاهدان بدار آویختیم، شما کردها نیز حواستان جمع باشد اینبارفقط برای تذکر آمده ام)، البته ایشان نفرمود که بار دیگر که تشریف بیاورند با طناب دار خواهند آمد. یا اینکه نحوه کشتن کردها متفاوت از بلوچها خواهد بود!!

گویا این تهدید علنی استاد حوزه علمیه قم در جمع دهها عالم اهل سنت در آغاز دهه چهارم انقلاب بسیار معنی دار است، آیا می‌توان حدس زد که اکنون که ۶۰ درصد مدت برنامه ۵۰ ساله سپری شده، آقایان مسئول که احتمالا ایشان یکی از سران آنهاست، سراسیمه شده اند که سی سال گذشت و ما کاری نتوانستیم بکنیم، آیا طی بیست سال باقیمانده ممکن است طرح ما عملی شود؟ و ایران به یک کشور صد در صد شیعی تبدیل شود یا خیر؟! پس حالا که پاسخ منفی است باید روش کار را عوض کنیم و کاری که با نفاق و تلبیس و شعارها و کنفرانسهای دروغین وحدت انجام نشد باید با سیاست اسلاف صفوی عملی کرد! قتل و کشتار و به اصطلاح خود آیت الله قزوینی به دار آویختن!!!

به عنوان یک فرد آشنا با روحیات آقای قزوینی، گرچه طبق این اعترافات قاتل بودن ایشان مسلم است و ما قبول داریم که هرگونه جنایتی هم ممکن است از دست ایشان سر بزند اما این احتمال را نیز نمی‌توان بعید دانست از آنجایی که آیت الله قزوینی سالهاست تنها به قاضی رفته و یکه‌تاز میدان مناظره بوده، چه در حوزه و دنشگاه، و چه در شبکه منفور تكفيري سلام، و تاکنون فرصتی مهیا نشده که ایشان برای خودش حریف ببیند!! اینجا با دیدن حریف عصبانی شده و این تهدیدها ناشی از عصبانیت اوست چون اینبار از شانس بد و تجربه کم و سلیقه کج همکاران ایشان در مهاباد که سکوت اجباری و مدارای بزرگوانه علمای کردستان را حمل بر ضعف و بی سوادی و ناتوانی و تسلیم کرده بودند ناگهان قزوینی و دوستانش که برای اجرای یک نمایشنامه مسخره آمده بودند و مسئولین مهم منطقه را نیز برای تماشا جمع کرده بودند تا با اهانت به کل جامعه و علمای اهل سنت مناظره کاذب دیگری به لیست افتخارات کاذب و دروغین خودش اضافه کند، بر خلاف توقع و انتظار عوض هشتاد ملا نمای خود فروخته بی سواد با هشتاد کوه استوار و هشتاد مرد شجاع، و هشتاد پیکر علم و تقوا، و هشتاد دانشمند و سخنور و هشتاد عالم با عمل، و هشتاد زبان گویا، و هشتاد تیغ بران و هشتاد مناظر بی بدیل و هشتاد علامه و فقیه و مدرس و خلاصه با هشتاد بحر علم روبرو شدند که با کمال شجاعت و متانت و خردمندی برای مناظره اعلان آمادگی کردند!! و هر کدام به تنهایی حاضر بودند با قزوینی و تمام همفکرانش که به دروغ مدعی علم و دانش هستند و همواره لاف گزاف می‌زنند مناظره کنند، آنهم با شرایطی موزون و منطقی که هرگونه راه گریز را به روی قزوینی و دوستانش بستند! که نه جای قرار باقی ماند و نه راه فرار!!!

شگفت انگیز بود که قزوینی در این همایش نمایشی مسخره با اینکه مکرر و از سوی سخنگویان مختلف اهل سنت اعلان آمادگی برای مناظره را شنیده حتی یک بار هم نگفت که باشد من آماده ام یا موضوع مناظره را با هم بررسی می‌کنیم!! نه تنها پاسخ علماء که حتی در پاسخ سایر حضار نیز قزوینی جز طفره و تهدید هنری از خویش نشان نداد! ای داد بی داد! کجا شد آنهمه شعار و لاف گزاف دکتر و آیت الله که سرو صدایش گوش عرب و عجم را کرده بود؟! چرا پاسخ مثبت به دعوت مناظره علمای مهاباد نداد؟ ایشان قبلا به بهانه اینکه با وهابی‌ها مناظره نمی‌کند همیشه از زیر بار شانه خالی می‌کرد اما اینبار از کم شانسی ایشان تمام علمای حاضر شافعی بودن خود را اعلان کردند لیکن با این وجود آیت الله قزوینی مناظر یکه‌تاز شبکه سلام جرات پاسخ مثبت به دعوت مکرر مناظره از سوی آنان را نداشت! اینجا بود که برای خلوت کردن میدان و قهرمان شدن اینبار از فن دیگری استفاده کرد، فن همه زیردستان زبان دراز!! حتما دیده اید که گاهی یک بچه زیر دست در همان حال که کتک می‌خورد و گریه می‌کند سخنان تهدید آمیزش برای او تسکین و قوت قلب است، مجبور است چاره ای جز تهدید ندارد، اگر ایشان راست می‌گوید آمادگی خودش را برای مناظره با علمای مهاباد اعلان کند! چرا سکوت کرد؟! جرا طفره رفت؟! چرا تهدید کرد؟! چون از کم شانسی قزوینی اینبار حریفانش آن عده، اندک و اجیر و درباری نبودند که قزوینی معمولا با نحوه سخن و منطق آنان آشناست، بلکه علمای مومن و باسواد و با شخصیت و آزاده و آزادمنشی بودند که قهرمان شبکه سلام توان رویارویی با آنان را نداشت لذا اعتراف کرد که گول خورده و به دروغ مدعی شد که آنها کتبا از او خواسته اند که چنین همایشی دایر شود، اما قزوینی دروغگو در برابر پرسش علمای کرد نتوانست دروغش را ثابت کند که چه کسی از او دعوت کرده است؟! بر فرض اگر چند ملا نمای بی سواد برای امرار معاش و کسب قوت لا یموت از این راه حرام یا زیر فشار و اختناق چنین غلطی هم کرده اند هرگز در برابر علمای مومن و ملت آگاه کرد جرات اعلان آن را نخواهند داشت، کما اینکه نداشتند. این گروه جیره خوار و بی‌سواد و بی‌شخصیت در هر قشر و هر جامعه ای وجود دارند، که طبعا هیچ جایگاه و مقام و احترامی در بین مردم و هیچ محلی از اعراب در میان علمای ربانی خاموش ندارند.

نمایش شکست خورده مهاباد درس عبرتی شد برای قزوینی و مهره‌های کاسد و فاسد اجاره‌ای در هر منطقه که بدانند و درک کنند که خاموش بودن معنی دار مردم و مدارای بزرگوانه علمای اهل سنت در تمام مناطق کشور هرگز به معنی پذیرش ذلت و قبول منطق زر و زور و تزویر داعیان کاذب وحدت و تقریب و مدعیان دروغین اهل بیت پیامبر علیه السلام نیست.

هر بیشه گمان مبر که خالی است            شاید که پلنگی خفته باشد

طبیعی است که آنان لحظه شماری می کنند، و در انتظار فرصتی هستند که به قزوینی و سایر صفوی های معاصر ثابت کنند که بنده و برده شکم و جاه نیستند و از مرگ و زندان و طناب دار آنها ترس و هراسی ندارند، بلکه در دفاع از اسلام خالص و دین حق و قرآن و سنت و مقدسات اسلامی حاضرند نه یک جان که مانند صحابی جلیل القدر عبد الله بن حذافه سهمی رضی الله عنه هزاران جان داشته باشند و یکی پس از دیگری را عاشقانه در راه خدا قربان کنند، و برای چنین عالمی و مسلمانی فرق نمی‌کند که جلادش قزوینی رافضی صفوی باشد یا هر جلاد خون آشام دیگری و همچو خبیب ابن عدی رضی الله عنه خواهد سرود که:

ولست أبالي حين أقتل مسلماً على أي جنب كان في الله مصرعي

تا زمانی که مسلمان کشته شوم هیچ ابایی ندارم

کـه بر کـدام پهـلو در راه خدا جــان بسـپارم

بنابر این، قزوینی رافضی صفوی منش نیازی نیست که برای تسکین عقده‌های خودش بهانه اضافی بتراشد که آنها وهابی بودند!! ما اهل سنت ایران اعم از حنفی و شافعی و کرد و بلوچ و فارس و ترکمن و عرب و غیره فقط اهل سنت هستیم و هیچ اسم و لقب دیگری بر خود نمی‌پسندیم، و تمامی کسانی که آقای قزوینی و دوستانش به نام وهابی به دار آویخته اند اهل سنت بوده اند. بخصوص علمایی که پارسال و امسال در زاهدان بدست آقای قزوینی و باند خون آشامش به دار آویخته شده اند با اسم و مشخصات همه حنفی بوده اند، هیچکدامشان نه در عربستان سعودی تحصیل کرده بودند و نه در داخل چیزی به نام وهابیت می شناختند. چون وهابی جز در مخیله قزوینی و همفکرانش وجود ندارد.

تاکنون علمای اهل اسنت سر درگم بودند و نمی‌دانستند که علت اعدام این علماء چه بوده است، اما اکنون با اعترافات آقای قزوینی بخش بزرگی از این ابهام و سردرگمی آشکار شد و همه فهمیدیم که آقای قزوینی و باند صفوی منش او قصد ارعاب و نشان دادن زهر چشم داشته اند، و سایر اتهامات وارده واهی و بی اساس بوده است.

مایه گذاشتن قزوینی از مفتی بزرگ وهابیها در عربستان و علمای زاهدان و کرمانشاه شگفت انگیز است، اولا درک و فهم و تحلیل قزوینی از مهمان نوازی مفتی عربستان که به ادعای او «از شاگردانش به او بیشتر احترام گذاشته است»، نمک‌نشناسی این استاد حوزه و دانشگاه را می‌رساند که با این وجود چگونه علیه او و کشور و فکر و عقیده اش سمپاشی و دروغ پردازی می‌کند، و اینکه کدام مولوی زاهدان یا ماموستای کرمانشاه از او پذیرایی کرده، و قزوینی این پذیرایی را بر چه حمل می‌کند و اسمش را رابطه خانوادگی می‌گزارد!!

آخر استاد حوزه و دانشگاه و مناظر بزرگ! ما اهل سنت ابراهیمی هستیم، و مهمان‌نوازی ابراهیم علیه السلام معروف است، وقتی گبری را از خود راند خداوند فرمود: من عمری به او روزی دادم و تو یک وعده نتوانستی تحملش کنی. ما هم ابراهیم‌وار از هر گبر و ترسا و هندویی پذیرایی می‌کنیم، و این هرگز دلیل بر قبول عقیده‌ی کثیف او نیست، اما ظاهرا ما باید قواعدبازی با قزوینی و امثال او را عوض کنیم و نگذاریم از نزدیک خانه‌ی هیچ فرد سنی رد شود تا آن را به عنوان نکته‌ی ضعفی علیه ما و افتخاری به نفع خود بکار نبرد.

در پایان توضیح دو نکته را لازم می دانم اول اینکه ما جامعه اهل سنت ایران سر ستیز با هیچ حزب و جناح و حکومتی را نداریم نه از لحاظ فکری و اعتقادی و نه از لحاظ فقهی و کلامی با هیچ دین و مذهب و مکتبی قصد رقابت و چالش نداریم چون باور و عقیده ما این است که همزیستی مسالمت آمیز تنها راه سالم زیستن برای همه و بهترین روش برای نشر و دفاع از عقاید و مقدسات ماست. اما اگر مورد حمله و تعرض قرار گیریم شرعا و اخلاقا خود را مکلف می دانیم که از عقاید و مقدسات خود دفاع کنیم.

علمای عامل و عاقل و ربانی ما طی ۳۰ سال همواره سعی کرده اند همین شیوه را در پیش گیرند و از این عملکرد و راهبرد حکیمانه کاملا راضی هستیم.

دوم: اینکه ما با برادران شیعه خود در طول قرنهای متمادی هیچ مشکلی نداریم، متاسفانه کسانی که همواره به دنبال ایجاد مشکل و چالش بوده و هستند شیعیان غالی و افراطی اند که در اصطلاح فقهی خود برادران شیعه آنها را رافضی یا روافض می خوانند. نمونه تاریخی آن صفوی های خونخوار بودند و امروز نیز متاسفانه برخلاف خط مشی عمومی ملت مسلمان ایران افرادی همچون قزوینی، مهدی دانشمند، رحیم پور ازغندی، هدایتی و شبکه سلام و انجمن حجتیه، نمادی از همین روافض صفوی منش هستند که قطعا حسابشان از جامعه تشیع جداست. و زبان و قلم مسموم این سودجویان، آینده خطرناکی را ترسیم می کند که شیعه و سنی همه باید هوشیار باشند.

نوحه‌گر باشد مقلد در حدیث

جز طمع نبود مراد آن خبیث

نوحه‌گر گوید حدیث سوزناک

لیک کو سوز دل و دامان چاک

از محقق تا مقلد فرقهاست

کین چو داوودست و آن دیگر صداست

منبع گفتار این سوزی بود

وان مقلد کهنه‌آموزی بود

هین مشو غره بدان گفت حزین

بار بر گاوست و بر گردون حنین

کافر و مؤمن خدا گویند لیک

درمیان هر دو فرقی هست نیک

سالها گوید خدا آن نان‌خواه

همچو خر مصحف کشد از بهر کاه


بقیه را در ادامه مطلب بخوان

 

نوشته شده توسط راه نجات در یکشنبه 2 فروردین1388 ساعت موضوع مقالات | فایل اصلی این مطلب

مشتاق نظرات شما جهت پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ را نجات هستیم. با تشکر

نوروز و مهرگان

Imageقبل از ظهور اسلام و پیش از اینکه فتوحات اسلامی اقصی نقاط جهان را دربر بگیرد، دو امپراطوری بزرگ در دنیا مشغول حکومت و اعمال قدرت بودند؛ یکی امپراطوری روم و دوم امپراطوری ایران. این دو امپراطور و مردمان آن در زمان خود جزو انسانهای متمدن و با فرهنگ- البته درقاموس فرهنگ آن زمان- شمرده می‌شدند.

امپراطوری ایران که با نام"بلاد فارس" نیز در میان اعراب مشهور بود، خود را قدرتی‌ برتر و قوی تصورمی‌نمود و همواره به انسانها و طبقات دیگر مخصوصاً عربهای صحرانشین، با دید حقارت و ذلت نگاه می‌کرد و هیچ گونه کرامت و شخصیتی را برای آنان قایل نبود. چنان که پاره کردن نامه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم توسط خسرو پرویز پادشاه ایران، نمونه‌ای از این خصوصیت اخلاقی و غرور حکومتی می‌باشد.
اما این امپراطوری جسور و گستاخ به دلیل این بی ادبی خود، مدت زمان زیادی دوام نیاورد و با گسترش دامنه فتوحات اسلامی در دوران خلیفه دوم حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه توسط سربازان دلیراسلام و تربیت یافتگان مکتب محمدی فتح شد و بیرق اسلام عزیز در بلندای قله‌های ایران زمین به اهتزاز در آمد و به این طریق جای دین مجوس را، اسلام  و جای آتشکده‌های دو هزار و پانصد ساله را مساجد گرفتند.
ایرانیان قدیم یا همان مجوسیان قبل از اسلام که تاریخی کهن داشتند، دارای آداب و رسوم خاصی بودند که اکثر قریب به اتقاق آنها را از "زرتشت" فرا گرفته بودند. با ورود اسلام و در دست گرفتن نظام امپراطوری ایران توسط مسلمانان، تمام رسومات جاهلی باطل اعلام شد و مردم (مسلمانان) موظف به اطاعت ازدستورات اسلام و زندگی در چار چوب قوانین شریعت محمدی شدند.
اما باتوجه به اینکه درهر جامعه - هر چند اسلامی- افرادی نافرمان و قانون شکن یافت می‌شوند که مقید شدن به قوانینی معیّن برایشان سخت و دشوار می‌نماید و به هر وسیله ممکن می‌خواهند به خواهشات نفس و عادات گذشته خود جامه عمل بپوشانند و دیگران را نیز با خود همراه و هم نوا بگردانند، طبعاً درمیان ایرانیان بعد از اسلام نیز اینگونه افراد وجود داشتند که با وجود اینکه اسلام آورده بودند اما هنوز نسبت به آئین و مذهب قبلی خود محبت داشته و آرزوی اجرای مراسم گذشته را در سر می‌پروراندند.
یکی از مهم‌ترین و دیرینه‌ترین مراسم و آئینی که در بین ایرانیان قبل از اسلام رائج بود و آن را جزء لاینفک زندگی خود قرار داده بودند، مراسم سال نوی شمسی به نام "نوروز" و مراسم نیمه دوم سال شمسی به نام"مهرگان" بود.


بقیه را در ادامه مطلب بخوان

 

نوشته شده توسط راه نجات در جمعه 30 اسفند1387 ساعت موضوع مقالات | فایل اصلی این مطلب

مشتاق نظرات شما جهت پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ را نجات هستیم. با تشکر

خاتمی و موسوی؛ رو در رو يا همراه؟

کناره گيری محمد خاتمی از عرصه رقابت های انتخابات رياست جمهوری، نه تنها اصلاح طلبان جمهوری اسلامی را برای برداشتن گام های بعدی با ترديدها و اما و اگرهای تازه ای مواجه ساخته، بلکه به نظر می رسد اصولگرايان حاکم را نيز با چالش های جديدی روبه رو کرده است.

آقای خاتمی، علت انصراف خود از نامزدی را پايبندی به اخلاق و ايستادگی بر وعده قبلی خود عنوان کرده است.

وی که پيش از اعلام نامزدی خود، گفته بود تنها به شرطی در عرصه رقابت های انتخاباتی حاضر خواهد شد که ميرحسين موسوی از پذيرش نامزدی سر باز زند، به دنبال اعلام نامزدی آقای موسوی، عملا در موقعيتی قرار گرفت که ادامه نامزدی خود در انتخابات را به طور جدی مورد بازنگری قرار دهد.

با اين حال، هم متن بيانيه محمد خاتمی و هم جواب ميرحسين موسوی به اقدام آقای خاتمی، برخی تحليل ها در باره علت اصلی انصراف رييس جمهوری پيشين ايران را پر رنگ تر می کند.

به نظر می رسد جدای از سخن آقای خاتمی برای حضور در انتخابات به شرط خودداری ميرحسين موسوی از اعلام نامزدی، دلايل ديگری نيز برای اعلام انصراف آقای خاتمی وجود داشته که موجب شده است او اصرار هوادارانش و اختلافات آنان با ديدگاه های آقای موسوی را ناديده انگارد.

آقای خاتمی در متن بيانيه انصراف خود، ضمن تاکيد بر صبغه اخلاقی اقدامش و تمجيد از شخصيت آقای موسوی، اعلام نامزی ميرحسين موسوی را "ديرهنگام" قلمداد کرد و از وجود "تفاوت ها و تمايزهايی بين نظر و عمل" خود با او سخن گفت.

ميرحسين موسوی نيز روز سه شنبه 27 اسفند ماه در نامه ای به محمد خاتمی، هرچند به طور متقابل محمد خاتمی را ستود، اما کناره گيری آقای خاتمی از رقابت ها را ناشی از اعلام نامزدی خود ندانست.

آقای موسوی در نامه خود نه تصميم محمد خاتمی را قطعی دانسته و نه تصميم خود برای کانديداتوری را غيرقابل بازگشت خوانده، با اين حال، وی با استناد به "مختصات زمانه" سخن از آن گفته که خود را برای ادامه "طريق اصلاحات" مناسب تر از پايه گذار آن، يعنی محمد خاتمی می داند.

به اين ترتيب، ميرحسين موسوی نه تنها کناره گيری محمد خاتمی را به اعلام نامزی خود پيوند نداده، بلکه خطاب به وی نوشته است:" تاخیر خود یا شما یا هریک از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات می‌شناسم."

اصلاح طلبان و تغيير ناخواسته؟

از سوی ديگر، نخستين موج واکنش ها از سوی هواداران محمد خاتمی نشان نمی دهد که آنها برای رويارويی با چنين وضعيتی آماده بوده اند.

هرچند احزاب و گروه های هوادار محمد خاتمی هنوز به طور رسمی واکنشی به کناره گيری محمد خاتمی و حمايت نه چندان پوشيده وی از نامزدی مير حسين موسوی نشان نداده اند، اما سايت های اينترنتی نزديک به هواداران محمد خاتمی، عملا ناخرسندی خود از اعلام نامزدی ميرحسين موسوی را به نمايش گذاشتند.

دامنه اين واکنش ها از انتقادهای تند به ميرحسين موسوی، تا گلايه از محمد خاتمی و وعده ادامه تلاش ها برای بازگرداندن او به صحنه رقابت های انتخاباتی در نوسان بوده است.

مجموعه اين شرايط، دست کم در نخستين ارزيابی ها از تحولات جاری در اردوگاه طيفی از اصلاحی طلبان جمهوری اسلامی، نشان می دهد که همه حاميان محمد خاتمی نه آماده بوده اند و نه چندان به سادگی حاضرند که به طور يکپارچه به صف حاميان ميرحسين موسوی که از نگاه آنان تعريفی متفاوت از اصلاحات عرضه می کند، بپيوندند.

اگرچه اصلاح طلبان در ارزيابی های خود ابراز اميدواری کرده اند که ميرحسين موسوی بتواند هم به دليل پيشينه و هم به دليل ديدگاه هايش علاوه بر آراء حاميان اصلاحات، بخش قابل توجهی از آراء حاميان جناح اصولگرا را نيز به دست آورد، اما همين نکته خود موجب بروز انتقادها و ترديدهايی در باره ميزان پايبندی آقای موسوی به جريان "اصلاح طلبی" پس از دوم خرداد 1376 شده است.

در واقع به نظر می رسد که آقای موسوی، در جلب حمايت چهره هايی در جناح اصلاح که به عنوان اعضای جناح چپ جمهوری اسلامی همکار نخست وزير دوران جنگ بودند دشواری چندانی داشته باشد، اما ممکن است دشواری اصلی وی ترسيم خطوط تمايز خود از اصولگرايان و جذب آراء تاثير گذار و تعيين کننده جوانانی باشد که دوران نخست وزيری او در دهه شصت خورشيدی را تجربه نکرده اند.

اختلاف در جناح اصلاح طلب تنها به مباحث نظری در تعريف اصلاحات محدود نمی شود. تاکيد مهدی کروبی بر نامزدی خود می تواند بر مشکلات اين جناح برای پيروزی در انتخابات بيفزايد؛ دشواری هايی که گذر از آن می تواند نه تنها برای مهدی کروبی و ميرحسين موسوی، بلکه برای جناح اصلاح طلب با همه طيف های متنوعش چندان ساده و کم هزينه نباشد؛ مگر آنکه مسير حوادث به گونه ای رقم خورد که يکی از اين دو، حاضر شود به سود ديگری از ميدان رقابت خارج شود، يا در اقدامی که اکنون پيش بينی ناپذير به نظر می رسد نامزد سومی به جمع اين دو اضافه شود و معادلات را به طور کلی تغيير دهد.

خروج خاتمی، ورود موسوی و اصولگرايان

دامنه پيامدهای کناره گيری آقای خاتمی و تصميم ميرحسين موسوی برای پايان دادن به نزديک دو دهه دوری از ميدان سياست و مسئوليت، تنها به جناح اصلاح طلب جمهوری اسلامی ايران محدود نمی ماند و جناح اصولگرای رقيب را نيز در بر می گيرد و می تواند بر تصميمات و حتی شمار نامزدهای اين جناح تاثيری جدی بر جای بگذارد.

اصولگرايان در مجموع تا کنون نه تنها به طور جدی ميرحسين موسوی را مورد انتقاد قرار نداده اند، بلکه در مواردی وی را چهره ای اصولگرا قلمداد کرده اند که تفاوت هايی بنيادين با دست کم طيفی از اصلاح طلبان دارد.

هرچند آقای موسوی در سال های دوری از سياست، چندان مواضع و ديدگاه های خود را توضيح نداده اما اصولگرايان به ويژه به دليل تاکيد ميرحسين موسوی بر ارزش ها و آرمان های اوليه انقلاب، ديدگاه های او در عرصه سياست خارجی و رويکردش در حوزه اقتصاد را نشانه هايی از نزديکی او به اصولگرايان يا دست کم دوری از اصلاح طلبان می دانند.

علی لاريجانی، رييس مجلس هشتم که از او به عنوان يک نامزد احتمالی برای انتخابات رياست جمهوری ياد شده بود، روز سه شنبه ميرحسين موسوی را چهره ای ملی خواند که حضورش موجب آراستگی انتخابات می شود.

با اين همه، اصولگرايان برای موضع گيری در برابر ميرحسين موسوی منتظرند تا او با طرح ديدگاه ها و مواضعش، ابتدا نسبت خود را با اصلاح طلبان را مشخص کند.

جدا از اعلام نامزدی ميرحسين موسوی، صرف کناره گيری آقای خاتمی هم می تواند موجب بروز دوباره انشقاق ها و شکاف هايی در جناح اصولگرا شود.

با اعلام نامزدی آقای خاتمی، به نظر می رسيد که اصولگرايان برای پيروزی در انتخابات به رغم برخی اختلاف نظرهای جدی درونی، بر روی نامزدی محمود احمدی نژاد به اجماع برسند، اما اکنون ممکن است با کناره گيری او بر شمار نامزدهای جناح اصولگرا نيز افزوده شود.


بقیه را در ادامه مطلب بخوان

 

نوشته شده توسط راه نجات در چهارشنبه 28 اسفند1387 ساعت موضوع اخبار ریاست جمهوری | فایل اصلی این مطلب

مشتاق نظرات شما جهت پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ را نجات هستیم. با تشکر

ماشین حساب جمهوری اسلامی دچار نقص فنی شد!!!

افتراء

سنی نیوز :اخیرا برخی خبرگزاری ها آمار عجیب غریبی از جمعیت اهل سنت کشور ارائه داده اند. این خبرگزاری ها که در دروغ گفتن بینی حضرت پینوکیو را از پشت به میلگرد! بسته اند،  مدعی شده اند؛ جمعیت اهل سنت قریب به پنج میلیون نفر!! است که طبق این آمار، حدود هفت در صد از جمعیت ایران را اهل سنت تشکیل می دهند.
این در حالیست که طبق آمارهای موثق و اسناد موجود ،اوائل انقلاب اهل سنت ۱۸ در صد جمعیت ایران را تشکیل می داده اند. جای بسی شگفتی است که بعد از گذشت سی سال با توجه به عدم کنترل جمعیت در بین اهل سنت نسبت به شیعیان، اهل سنت روز به روز کم و کمتر شده اند!!؟
مگر دروغ پردازانی که این چنین آمار و ارقامی را ارئه می دهند به دنبال چه چیزی هستند.
آیا می خواهند با ارائه این آمار کذب اهل سنت را از حقوق مسلم شان محروم کنند؟
آیا می خواهند ایران را در جهان کشوری کاملا شیعی معرفی کنند؟
آیا می خواهند با آمار دروغشان اهل سنت را محو کنند؟
به راستی چه چیزی باعث شده است این دروغ پردازان با این دروغ های شاخ دارشان پینوکیو را سرافکنده کنند؟!!
احتمالات زیادی می تواند باعث این آمار شود از جمله: ۱ ـ یحتمل كه ماشین حساب این آقایون یا خانومون! دچار نقص فنی شده است و یا در حین حساب کتاب سوخت تمام کرده باشد۲ ـ شاید از قاعده فیثاغورسی ـ کی به کیه ـ استفاده کرده اند.
توضیح: در این قاعده دست محاسبه گر باز است و می تواند حاصل ضرب را به طبق دلخواه بدست آورد! مثلا دو دو تا مساوی است با چهل و نه تا!! کی به کیه!!! 
۳ ـ  احتمال دارد مسئولیت آمار گیری از اهل سنت را به ماهواره امید داده باشند و او هم بعد از اینکه قسمتی از مناطق سنی نشین را آمار گیری کرده است به او خبر داده اند که ماموریت آسماني ات! رو به اتمام است و وی هم مشغول به جمع کردن وسایل سفر شده و بی خیال این ماموریت گرديده است. البته اگر این احتمال درست باشد باید منتظر بازگشت ایشان از آسمان ماند تا اصل ماجرا را توضیح دهند.
به هرحال سردمداران جمهوری اسلامی بدانند که اهل سنت در ایران حقیقت غیر قابل انکارند و آنها نمی توانند با این سیاه نمایی هایشان اهل سنت را از کشور حذف کنند.

جالبتر اين که بعد ازانتشار این آمار عجيب و غريب برخي ديگر از سايتهاعنوان کرده اند: به ازاي هر ۱۱۰۰ شيعي يک مسجد و به ازاي هر ۵۰۰ سني يک مسجد در کشور وجود دارد! آيا اين آمارهاي عجيب و غريب براي ادامه قتل و کشتار اهل سنت و تخريب مساجد آنان است يا اغراضي ديگر از این قبل نیست؟؟
ما قضاوت را به خوانندگان واگذار ميکنيم .
البته همه عاقلان مي دانند که اين آمارهاي غلط حقيقت و واقعيت را تحت تأثير قرار نخواهد داد.
هرچند اگر این آمارها هم واقعیت داشته باشد باز هم مساجد شیعیان بیشتر است. !


بقیه را در ادامه مطلب بخوان

 

نوشته شده توسط راه نجات در چهارشنبه 28 اسفند1387 ساعت موضوع اخبار | فایل اصلی این مطلب

مشتاق نظرات شما جهت پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ را نجات هستیم. با تشکر

مشت محكم علمای شافعی كردستان بر دهان قزوینی

دوّمین همایش روحانیّون اهل سنّت تحت عنوان« همایش علمی- تخصصی علمای اهل سنّت» به‌ وسیله‌ی نهاد بسیج با حضور دکتر سیدمحمّد حسینی قزوینی برگزارکننده برنامه‌های شبکه‌ی SALAM روز چهارشنبه21 اسفندماه‌ 1387 از ساعت 10 بامداد لغایت 1بعداز ظهر در سالن وحدت شهرداری مهاباد برگزار شد.

همایش با سرود جمهوری اسلامی آغاز شد؛ ابتدا حاج‌آقا سهرابی امام جمعه‌ی مهاباد طی صحبت کوتاهی به حاضران خیرمقدم و هفته‌ی وحدت و میلاد پیامبر(ص) را تبریک گفت، سپس جلسه را ترک کرد.

سپس آقای قزوینی به دعوت مجری در جایگاه قرار گرفت و با تلاوت آیه‌ی «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ» و با تبریک میلاد پیامبر(ص) وحدت را لازم دانست و گفت: "هر کس وحدت‌شکنی کند آنرا در هر مقامی که‌ باشد باید محکوم کرد."

بعد از سخنان آقای قزوینی نوبت طرح نظرات اساتید اهل سنّت رسید ابتدا ماموستا فتاح شیخی به نمایندگی از روحانیّون کُرد سنی نحوه‌ی برگزاری همایش را با سخنان زیر، به‌ زیر سؤال برد: "ان الحمد لله نحمده و نستعینه و نستغفره ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سیئّات اعمالنا من یهده الله فلا مضلّ له و من یضلل فلا هادی له و أشهد أن لا إله إلاّ الله وحده لا شریک له و أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله. قال الله تعالی: « یأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُّسْلِمُونَ».(آل عمران/102)

قبل از هر چیز ضمن خیر مقدم به مهمانان عالی قدر عید فرخنده میلاد با سعادت حضرت ختم نبوّت حضرت محمّد مصطفی (ص) را به همه مسلمین بخصوص حضار محترم تبریک و تهنیّت عرض می‌‌نمائیم و اینجانب به‌عنوان یک طلبه‌ی شافعی مذهب در خدمت اساتید محترم نکاتی را به عرض می‌رسانم:

1. همایش باید از طرف نهادی یا ارگانی یا هیأتی با مجوز رسمی از ارگانهای مربوطه با تعیین وقت قبلی، زمان مشخص، موضوع معین و دایر نمودن دبیرخانه جهت دریافت مقالات در تاریخ معین برگزار گردد که این همایش فاقد این شرایط است، لذا از این نظر معمولاً این یک «نمایش» است تا «همایش».

2. عنوان همایش «همایش علمی- تخصصی علمای اهل سنّت» اعلام گردیده که شامل علمای اهل سنّت تمام جهان می‌شود که می‌‌بایست از طریق رسانه‌‌ها و مطبوعات و با حضور علمای طراز اول جهان اسلام بر گزار می‌‌شد.

3. همایش به اسم علمای اهل سنّت نام گذاری شده که می‌‌بایست برگزارکنندگان همایش از علمای اهل سنّت باشند که فکر می‌‌کنم اصلاً علمای اهل سنّت اطّلاعی نداشته‌اند؛ ما اهل سنّت نیاز به قیّم نداریم.

4. اگر همایش مربوط به علمای اهل سنّت است چرا برگزارکنندگان آن برادران تشیّع هستند که این یک توهین است.

5. اگر همایش علمی- تخصصی است می‌‌بایست به جای یک ارگان نظامی، از طریق حوزه دانشگاه یا ارشاد اسلامی برگزار می‌شد که این هم جای سؤال است.

6. برگزارکنندگان همایش به نمایندگی از چه مذهبی و از چه نهادی در همایش شرکت دارند و هدف برگزارکنندگان چیست؟

7. اگر هدف از همایش دلسوزی برای اهل سنّت است که گویا بعضی به مذهب اهل سنّت توهین می‌‌کنند به اسمهای گوناگون خطر اینها از توهین کسانی که به همسر پیامبر امّ‌المؤمنین حضرت عائشه(رض) و خلفای راشدین آیا بیشتر نیست؟ و ما اهل سنّت قادر به دفاع از خود هستیم.

8. اگر هدف از همایش نقد و بررسی اهل سنّت به‌خصوص امام شافعی(رض) است، می‌‌بایست از طرف اهل سنّت برگزار می‌‌شد.

9. اگر همایش بررسی اختلاف بین اهل سنّت و تشیع است، در هفته وحدت که انتظار تحقق وحدت بیشتر داریم و نیاز مبرم ما مسلمانان است این مخالف توصیه‌های امام راحل و مقام معظم رهبری و علمای طراز اوّل اهل سنّت و اهل تشیّع است و به ‌نفع دشمنان اسلام و مسلمین است.

10. اگر هدف از این همایش اظهار علم و مناظره‌ی علمی است اینجانبان به شرایط زیر آمادگی خود را با حضور هیأت داوران از عوامل جرجانی تا سبزواری اعم از صرف و نحو، منطق، بلاغت، فلسفه و کلام، علوم اصول الفقه‌، علوم الحدیث و علوم القرآن، اعلام می‌‌داریم:

الف) پخش مستقیم از تلویزیون

ب)حضور داوران مستقل

11. اگر هدف از برگزاری این همایش توجیه اهانتهای است که از طریق شبکه سلام به اهل سنّت می‌شود، همچنانکه در استان کردستان فرمودند اینگونه شبکه‌‌ها در خدمت انگلیس و دشمنان اسلام هستند، باید نسبت به این همه توهین که به اهل سنّت می‌‌کنند جنابعالی رسماً معذرت خواهی کنید.

12. اگر هدف از این جلسه، فقط سخنرانی جنابعالی باشد همین اندازه که از«شبکه سلام» می‌‌شنویم کافی است.

آقای قزوینی بعد از سخنان استاد شیخی افزود: "والله روح من خبر نداشت، ارومیه بودم که به من زنگ زدند و گفتند شما در مهاباد برنامه دارید." وی همچنین در بخش دیگری از سخنانش در پایان همایش گفت: "من موظفم که خطر وهّابیت را گوشزد کنم...، من از طرف بسیج دعوت شده‌ام و آنها جواب بدهند امّا اینکه می‌‌گوئید این یک همایش نیست یک نمایش است شما اینطور فکر کنید! من هم به اصرار و در خواست عدّه‌ای از روحانیّون که هم در جلسه‌ی قبل هم بعداً درخواست‌های کتبی به بسیج داده بودند که ما می‌خواهیم این همایش ادامه داشته باشد، آمده‌ام."

در ادامه‌ی همایش ماموستا ابوبکر محمّدکریمی، یکی دیگر از علمای طراز اول مهاباد، بحث خود را با خوشآمدگوئی به آقای آیت‌الله دکتر قزوینی و هیأت همراه آغاز نموده‌، ضمن تبریک هفته‌ی وحدت، گفت: "بزرگان ما و اهل تشیّع همواره برای وحدت تلاش کرده‌اند و وحدت را لازم می‌دانند؛ همچنانکه امام جعفر صادق(ع) که یکی از آنهاست. نگاه کنید که ایشان در وسائل الشّیعه در کتاب الصلاة باب الجماعة می‌‌گوید: "من صلّی خلف سنّی فکأنّما صلّی خلف رسول الله (ص) ترجمه: کسی که پشت سر یک سنّی نماز بخواند گو اینکه پشت سر رسول خدا نماز خوانده است. پس وحدت خوب است امّا به‌شرطی که فقط شعار نباشد و من از حاج آقا گلایه‌ بکنم؛ ایشان در برنامه‌های شبکه‌ی سلام حضور توهین‌آمیزی دارند، شبکه‌ای که‌ در آن، خیلی به اهل سنّت بی‌احترامی و توهین می‌شود. من از ایشان می‌خواهم که با اینکه کتابهایشان از اول گرفته تا آخر پر از ناسزا و توهین به اهل سنّت است امّا ایشان فقط یک مورد از اهانت در کتابهای ما نسبت به ائمه‌ی خودشان بگویند."

آقای قزوینی ضمن اشاره به چند عالم همانند ابن خلدون، شوکانی، ابن حزم که اینها به بزرگان ما اهانت کرده‌اند از طرف استاد محمّد ملّازاده از ایشان خواسته شد که نوع و معنی اهانتها را بیان کند که ایشان ضمن خواندن چند سطر عربی که چکیده‌ی آن این بود که به امام جعفر صادق «بدعت‌گذار» گفته شده است؛ وی سپس اضافه‌ کرد: " گویا بزرگان اهل سنّت گفته‌اند ما احادیث روایت شده از امام جعفر صادق را قبول داریم اما در میان احادیث روایت شده از فرزندانش احادیث منکر زیاد دیده می‌شود." از طرف اساتید سنی جواب داده شد که این مسأله‌ مربوط به علم الحدیث است و اهانتی در آن وجود ندارد. حاج آقا سکوت کرد و جواب نداد، سپس اشاره کرد: " ابن خلدون گفته که امام حسین(ع) با 72 تن از یارانش به مبارزه با لشکر بزرگ یزید به میدان مبارزه نباید می‌رفت."

امّا از طرف عدّه‌ای از ماموستایان بدین مسأله‌ نیز پاسخ داده شد که طرح این مسأله‌ به‌ وسیله‌ی ابن‌خلدون [بنیانگذار جامعه‌شناسی اسلامی]، بی‌احترامی و اهانت نیست، بلکه یک تحلیل تاریخی است.

یک روحانی شیعه از انتهای سالن، با صدای بلند خطاب به آقای قزوینی گفت: "چون بحث همایش به شبکه سلام کشیده شد و از موضوع اصلی خارج شدیم من یک سؤال فقهی دارم و آن اینکه اهل سنّت که چهار مذهب مدون دارند و حالا که آنها نمانده‌اند مسائل جدید که پیش می‌‌آید باید چه کرد؟ در حالی که باب اجتهاد بسته شده است؟"

-در این هنگام یکی از علمای حاضر با اظهار اینکه: "این سؤال مربوط به آقای قزوینی نمی‌‌باشد، بلکه مربوط به ما روحانیّون اهل سنّت می‌‌باشد"، گفت: "بسته بودن باب اجتهاد یک اتهام بی‌اساس و غیرقابل اثبات است. البته بزرگان ما در صدور فتوی خیلی سختگیری کرده‌اند، تا هر کسی بر اساس میل خود فتوی ندهد و الاّ باب اجتهاد بر کسانی که شرایط لازم را دارند مفتوح و باز بوده و خواهد بود."

سپس آقای قزوینی نیز از ماموستاها سؤال می‌‌کرد که شما الان از چه کسی تقلید می‌‌کنید؟

ماموستا ملامحمّد ثباتی پاسخ داد: "ما از فتواهای امام شافعی و علمای شافعیه پیروی می‌کنیم، البته کتابهای ما بسیار غنی می‌‌باشند و هیچ کس و هیچ مسئله‌ای بی‌پاسخ نیست و اگر احیاناً مسأله‌ای جدید پیش بیاید، عالمان ما از قیاس استفاده می‌‌کنند."

در همین میان یکی از استادان گفت: "ما در مهاباد وهّابی نیستیم، ما شافعی هستیم و پیرو مذهب امام شافعی(رح) هستیم."

ماموستا شفیع برهانی استاد نامی علوم اسلامی در منطقه‌، سخنان خود را این‌چنین آغاز کردند: "ضمن خوشآمدگوئی به حاج آقا قزوینی و هیأت همراه و تبریک هفته وحدت و میلاد با سعادت نبی اکرم(ص) من با یک بیت شعر «دین اسلام را دو چیز بر باد داد/ در سنّی‌ها تشیّخ در شیعیان اجتهاد» سخنم را شروع می‌‌کنم تا خستگی از تن شما بیرون برود.

وی اشاره کرد: "ما باید اختلافات قبلی را نادیده بگیریم، تا وحدت عملی شود و بتوانیم در کنار هم زندگی کنیم."

سپس افزود: "به نظر من باید دو چیز را از هم جدا کرد تا بتوانیم بهتر مشکلات را بررسی کنیم 1- مذهب و برداشت‌های مذهبی 2- سلطه و حکومت."

سپس خطاب به آقای قزوینی اضافه‌ کرد: " حاج آقا لازم نیست که مشکلات ما را با لبنان و عربستان سعودی قاطی کنید. شما چرا بر کلمه وهّابی پافشاری می‌‌کنید، ممکن است اصلاً چنین کلمه‌ای را آنها بر خود نگذارند مثلاً بگویند «سلفی».

برهانی اظهار عقیده کرد که: "هم اینکه مبارزه علیه تفکر یک چیز که یک انسانی به آن معتقد است گرچه شما آنرا نپسندی حق خودش است و کار خوبی نیست و به هیچ وجه نمی‌‌توانی فتوی قتل او را بدهی همچنانکه شاید کسی شیعه باشد ولی تفکرات شما را نپذیرد."

آقای قزوینی ضمن تشکر از ماموستا برهانی، درباره‌ی این سخن استاد برهانی که‌ ما نباید توهین‌‌های برخی از بزرگان گذشته را دوباره زنده کنیم، گفت: "باید این جمله آقای برهانی با آب طلا نوشته شود." اما نسبت به قسمتهای دیگری از بیانات وی گفت: " نمی‌‌شود نسبت به دنیای بیرون بی تفاوت بود، قرآن ما را یک تن واحد می‌‌داند و باید با جهان اسلام هم درد بود. هم اینکه می‌‌گوئید اسلام و سیاست از هم جدا هستند." ماموستا برهانی بلافاصله‌ جواب داد: "من نگفته‌ام نباید سیاست و دیانت از هم جدا باشد؛ بلکه من گفته‌ام مذهب و حکومت."

آقای قزوینی گفت: "به‌هر حال آیت الله مدرس گفته دیانت ما عین سیاست ماست، بعد خطاب به‌ اساتید گفت: مگر شما فقه شافعی را عین اسلام نمی‌‌دانید؟

ماموستا برهانی در پاسخ گفت: "نه اصلاً."

آقای قزوینی گفت: "ولی ما باورمان این است که فقه جعفری عین اسلام است."

یکی دیگر از ماموستاها در واکنش به‌ اظهارات آقای قزوینی گفت: "ما دین را معصوم می‌‌دانیم ولی مذهب را نه؛ چون دین از جانب خداوند آمده است ولی مذهب برداشت ما از دین است و این نمی‌‌تواند معصوم باشد."

سپس یکی از حضّار غیر روحانی گفت: "حاج آقا من هم سؤالی دارم؛ در قیام بزرگ امام حسین 72 تن از یاران امام حسین (ع) شهید شدند، چرا شما فقط چند نفر از ایشان را نام می‌‌برید چرا نام‌‌های ابوبکر، عمر و عثمان دیگر پسران امام علی (ع) را نمی‌‌گوئید؟ اگر چنین کاری را انجام دهید فکر کنم وحدت عملی خواهد شد."

آقای قزوینی به‌ این سؤال و خیلی از سؤالهای مکتوب دیگر یا اصلاً پاسخ نداد یا طفره رفت و یا متوسل به خشونت و تهدید می‌‌شد؛ مثلاً چنین سخنانی را بر زبان می‌‌آورد: "ما با کسی شوخی نداریم ما چندین تن از وهّابی‌ها را در زاهدان به دار آویختیم. آنها وهّابی بودند، وهّابی‌ها الفبای فکریشان براندازی حکومت جمهوری اسلامی است بنابراین ما با کسی تعارف نداریم من این دفعه فقط برای تذکر آمده‌ام و... خیلی دیگر از این تهدیدها."

 

در واکنش به‌ اظهارات و تهدیدهای آقای قزوینی یکی از ماموستاها به‌شدّت ایشان را مورد خطاب قرار داد و گفت: " این شیوه‌ی صحبت آقای قزوینی، با روح اسلام و موضع‌های مقامات بزرگ کشوری در تناقض است و این اظهارات تنها با شیوه گفتار انسان‌های مرتجع تناسب دارد. انتظار می‌رود ایشان مثل یک آخوند حوزوی صحبت کنند، اینجا پادگان نیست. ما جمعی روحانی هستیم و می‌‌خواهیم دوستانه بحث کنیم."

سخنران بعدی شیخ جمیل بود، وی این‌چنین اظهار عقیده‌ کرد: "ما مجتهد نداریم، مجتهد مطلق و مجتهد فی‌الفتوی نداریم." و سپس شعری هم در مدح پیامبر(ص) خواند.

سپس آقای قزوینی گفت: "من شنیده‌ام که در شهر شما کسانی پیدا شده‌اند که سی‌دی پخش می‌کنند و می‌‌گویند مولودی نباید باشد، توسل درست نیست، شفاعت درست نیست...."

یکی از علما در پاسخ گفت:"این مسائل فقهی است؛ اینکه مولودی درست است یا نه، همچنین توسل و مسئله شفاعت، اگر می‌‌خواهی ما می‌‌توانیم با هم از نزدیک بنشینیم و از نظر قرآن و سنّت بررسی کنیم که این مسائل چطور است."

سپس آقای قزوینی از ارتباط و رابطه دوستانه‌ی خود با مفتی بزرگ وهّابی‌ها در عربستان سخن گفت و افزود: "احترامی که ایشان برای من گذاشتند، طلبه‌های خودم هم چنین احترامی به‌ من نگذاشته‌اند." در ادامه‌ به‌ رابطه دوستانه‌ و خانوادگی خود با مولوی‌های زاهدان و با ماموستائی در کرمانشاه سخن گفت و همایش با این سخنان پایان یافت.

لازم به‌ ذکر است که‌ در این جلسه علاوه‌ بر اینکه‌ چندین روحانی شیعه حضور به‌ هم رسانده‌ بودند، رئیس مرکز بزرگ اسلامی مهاباد، امام جمعه‌ی بوکان، ملا ابوبکر حمامیان کارمند شورای روحانیت بوکان و نیز چند نفر روحانی شیعه از شهرهای نقده‌ و ارومیه‌ نیز حضور داشتند.

علاوه‌ بر حضور هشتاد نفر از روحانیّون مهاباد، رئیس شورای اسلامی شهر و چند تن از اعضای آن و تنی چند از رؤسای ادارات شهرستان مهاباد و نیز فرماندهی بسیج شهرستان حضور داشتند. پذیرایی و هماهنگی و مجری این همایش نمایشی به‌ عهده‌ی نیروهای بسیج مهاباد بود.

در پایان مراسم طومار اعتراضی علمای دینی اهل سنّت مهاباد در میان حضار توزیع شد که‌ تصویر آن در قسمت تصاویر قابل مشاهده است.

در حاشیه:

• مجری«همایش علمی- تخصصی علمای اهل سنّت»، یک روحانی بسیجی شیعه بود.

• آقای قزوینی در پاسخ علمایی که خواستار اعلام اسامی دعوت کنندگان بودند، حاضر به نام بردن از یک نفر هم نشد و از آقایان بسیجی‌ خواست، اگر ممکن است اسامی را بگویند.

• در پاسخ به لحن تهدیدآمیز آقای قزوینی، یکی از علما با لحن شدید به وی تذکر داد که برای به کرسی نشاندن دیدگاه‌های شخصی، از بنیانگذار نظام و رهبر انقلاب اسلامی هزینه نکند.


بقیه را در ادامه مطلب بخوان

 

نوشته شده توسط راه نجات در یکشنبه 25 اسفند1387 ساعت موضوع اخبار | فایل اصلی این مطلب

مشتاق نظرات شما جهت پیشرفت هر چه بیشتر وبلاگ را نجات هستیم. با تشکر
report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting